بعد از گذر از مرحله اسسمنت که واسه من دو سال طول کشید، اینبار باید از شر آیلتس هم راحت می شدم. دفعه قبل تو اولین اقدام موفق شدم نمره لازم رو بیارم. این بار هم می خواستم به دفعه دوم نکشه و همون دفعه اول کار رو تموم کنم تا اول سال ٢٠٠٩ لاج کنم. واسه روز ٢٣ آذر تو آیلتس تهران ثبت نام کردم. ٢١ آذر و یا ١٢ دسامبر روز تولدمه و من هر سال تو این روز و یا حوالی این روز هدیه خوبی از خدا می گیرم.فرشته البته نه اینکه خرافاتی باشم، در کل تو این روز انرژی و اعتماد به نفسم زیاد می شه و واسه همینم این روز رو انتخاب کردم.چشمک ٢٣ آذر ٨٧ به دلیل کبیسه بودن سال ٢٠٠٧ به جای ١۴دسامبر شده بود ١٣دسامبر. حدود ٣ ماه وقت داشتم که آماده بشم. متاسفانه تو شرکت هم یه پروژه بهم محول شده بود که باید تا نیمه اول آذر تحویلش می دادم. درنتیجه اونطور که باید می خوندم، وقت نشد که بخونم. فقط رسیدم رو لیسنینگ و اسپیکینگ کار کنم. یعنی نقطه ضعف من تو امتحان قبلی. سال ٢٠٠۶ همونطور که می دونید واسه اپلای کردن، تو هر بخش ۵ کافی بود که من لیسنینگ رو ۵.۵ شده بودم. اسپیکینگ رو هم ۵. البته نقطه قوت من ریدینگ بود که شدم ٨.۵ که واسه خودش رکوردی محسوب می شه.متفکر رایتینگ رو هم ۶ شدم. اما این بار باید همه رو ۶ می شدم.

سه هفته مونده به امتحان احساس کردم ممکنه نتونم تو لیسنینگ نمره ۶ بیارم. اما چاره ای نبود. دو هفته مونده به امتحان هم مشخص شد اسپیکینگ من روز جمعه است، ١٢ دسامبر. یعنی روز تولدم به سال میلادی. لبخند پنجشنبه عصر رفتم تهران. اون شب فقط رو اسپیکینگ کار کردم. فرداش ساعت ١٠:۴۵ صبح امتحان داشتم. خیلی استرس داشتم. همیشه وقتی نتیجه امتحان واسم مهم باشه دچار استرس می شم. اگه نمی تونستم نمره لازم رو بیارم می خواستم فروردین یا اردیبهشت ٨٨ امتحان بدم. اونجا که رسیدم استرسم از بین رفت. مصاحبه کننده خانم شادی عسکری بود. امتحان شروعش خیلی خوب بود، در ادامه خوشبختانه موضوع هم خوب بود. "یادگیری زبان خارجی و مزایاش" خلاصه تا تونستم صحبت کردم. احساس کردم که مصاحبه خوب بوده. آخر کار قبل ترک اتاق بهش گفتم که امروز روز تولدمه و امیدوارم موسسه IDP یه هدیه خوب بهم بده.نیشخند اونم لبخند زد و واسم آرزوی موفقیت کرد.

از عصر تازه شروع کردم رو ریدینگ کار کردن. بعد دو سال دیدم خوبه و هنوز مهارت دارم. چندتا رایتینگ هم نوشتم. همونطور که گفتم اصلاً فرصت نشده بود رو ریدینگ و رایتینگ کار کنم. اون روز استرسم به اوج رسید.

فردا صبح رفتم سر جلسه امتحان. خوشبختانه بر خلاف دفعه قبل که امتحان تو دانشگاه علم و صنعت برگزار شده بود و اصلاً شرایط برگزاری امتحان خوب نبود، اینبار تو مجتمع فرهنگی دشت بهشت تو سعادت آباد امتحان برگزار می شد. روشنایی کافی، صدای خوب، تهویه مناسب و میز اختصاصی واسه هر داوطلب، برتری این مکان نسبت به دانشگاه علم و صنعت بود. امتحان که شروع شد احساس کردم این لیسنیگ خوبه. خلاصه امتحان که تموم شد احساس خوبی داشتم. حس کردم اگه بدشانسی نیارم نمره لازم رو بدست میارم.

به دلیل تعطیلی سال نو قرار بود به جای ١٣ روز ١٠ روزه یعنی روز ٢٣ دسامبر نتیجه رو بزارن رو سایت و همون روز ظهر هم کارنامه رو می دادن. این ١٠ روز واسه من خیلی طولانی بود. بالاخره روز موعود فرا رسید. اولین بار قبل رفتن سر کار یعنی ۶:٣٠ صبح سایت رو چک کردم، اما خبری نبود. رسیدم شرکت هم شروع کردم به چک کردن سایت. اما تا ٩ صبح خبری نبود. دیدم اینجوری نمی شه رفتم سراغ کارام و اینبار ١٠:۴۵ بود که رفتم تو سایت و دیدم نتیجه رو زدن. بعد وارد کردن شماره پاسپورت و شماره داوطلبی و قبل زدن Submit، یه لحظه موندم. نمی دونستم با چی روبرو می شم. این چیزا شاید به نظر مسخره بیاد، اما اونایی که از موضوع اطلاع دارن حال منو درک می کنن. سبز وقتی نتیجه ظاهر شد اول فقط سریع نگاه کردم ببینم توش ۵ نباشه. خوشبختانه نبود. لبخند بعد که خیالم راحت شد با دقت نگاه کردم. غیر لیسنینگ که ۶ شدم بقیه رو شدم ۶.۵. لحظه بسیار خوبی بود. احساس کردم امسال هم هدیه خوبی از خدا گرفتم. کارنامه رو هم همون روز ظهر دوست خوبم از دفتر آیلتس تهران گرفت و پنجشنبه بهم رسوند. بعد اسسمنت، واسه من این دومین پیروزی تو سال ٨٧ بود.