بالاخره لاج من از مرز 6 ماه گذشت و چقدر سریع گذشت. امروز دقیقاً 6 ماه و نیم از لاج می گذره و فعلاً از انتظار کشنده خبری نیست. چون اول راهم.

هفته پیش یکی از دوستای خوبم رو بعد از 11 سالتعجب تو Facebook پیدا کردم. یعنی اون پیدام کرد. خیلی جالب بود. تو این مدت هیچ خبری ازش نداشتم. فهمیدم که حدوداً دو سالی هستش که دوبی زندگی می کنه، البته کار و زندگی. چند ماهی هم از ازدواجش می گذره. ظاهراً بعد دانشگاه و سربازی می ره کیش و از همونجا هم دوبی. یکی از مهم ترین دلایلی که این مدت نمی تونستم خبری ازش بگیرم. خلاصه کلی با هم تلفنی صحبت کردیم. نمی دونم پول موبایلم چقدر میاد؟ سبزاز اوضاع و احوال کار پرسیدم. ظاهراً از وقتی اوضاع اقتصادی دنیا خراب شده، اوضاع کاری اونجا هم مثل سابق نیست. می گفت قبلاً تا یکمی ناز می کردن و می گفتن می خوان برن، اونا هم حقوقا رو می بردن بالا. اما حالا بهشون یه نامه دادن که باید 20 درصد حقوقشون رو کم کنن تا کار به تعدیل نیرو نکشه. تمامی افراد هم یا باید موافقت کنن یا دنبال کار جدید باشن.

چند وقت پیش تو وبلاگ کورش کبیر از روزمه فرستادن واسه شرکت های خارجی خوندم و ازش اطلاعات خواستم و اونم بهم گفت که از چه سایت هایی داره واسه کاریابی استفاده می کنه. این موضوع که شروعش کورش کبیر بود، من رو به این فکر انداخت که اگه بشه یه کار جدید تو یکی از کشور های اونور آب پیدا کنم تا هم بتونم زبانم رو بهتر کنم، هم تجربه کار تو شرکت های خارجی پیدا کنم و هم تحمل انتظار بزرگ کم بشه. مدتیه دوست دارم از این محیط کمی دور بشم. خلاصه کورش کبیر و دوست ساکن دوبی من، رضا باعث شدن بعد از مدت ها به کار و زندگی تو یه جایی مثل دوبی فکر کنم. خوشبختانه دوستم سایت های خوبی هم بهم معرفی کرد که توشون ثبت نام کردم و رزومه هم دادم. این چند روز هم فقط دارم اوضاع رو می سنجم که ظاهراً تو بعضی از این کشورا تو زمینه IT بد نیست. به همین خاطر وقت نمی کردم چیزی بنویسم. چون درگیر تکمیل رزومه تو این سایت ها بودم. هفته پیش هم یه آگهی مربوط به یه شرکت ایرانی تو دوحه قطر رو دیدم و باهاشون تماس گرفتم و مد ارک فرستادم. اگه سرکاری و مثل بعضی از این آگهی ها واسه سرکیسه کردن مردم نباشه، موقعیت خوبیه. باید ببینم تا یکی دو هفته دیگه خبری می شه یا نه. در کل تصمیم گرفتم اگه موقعیت خوبی پیش اومد برم. نمی دونم می شه یا نه. حالا من تلاشم رو می کنم تا ببینیم چی می شه و خدا چی می خواد.

خلاصه همیشه سعی می کنم تو روند زندگی تنوع ایجاد کنم و مسیر زندگیم یکنواخت نشه. یکنواختی من رو خسته می کنه و به همین دلیل همیشه سعی می کنم واسه خودم اهداف کوتاه مدت و بلند مدت مختلف تعریف کنم. خلاصه بعضی ها اینطورین دیگه. نمی دونم این شیوه خوبیه یا نه. از نظر من خوبه و من ازش لذت می برم. اما دلیل نمی شه واسه همه خوب باشه. طبق معمول امیدوارم به همه آرزو ها و اهدافتون برسین و همیشه موفق باشین. امیدوارم بزودی خبرای خوبی بهم برسه.لبخند