بالاخره ٩ ماه از لاجم گذشت. هنوز بحث درباره قوانین جدید دیاک که از ٢٣ سپتامبر اعلام شده تو سایت ها و انجمن های مختلفی که می رم داغه. این قوانین خیلی از پرونده ها رو تحت تاثیر قرارداده، از جمله پرونده خودم. بهرحال ظاهراً چاره ای نیست جز صبر کردن و اینکه امیدوار باشیم این قوانین درصورت تغییر اوضاع اقتصادی تعدیل بشن یا برداشته بشن.

اما این وسط بعضی پرونده های دوستان یه تکونی خورد. مثلاً وضعیت پرونده امیر تغییر کرد. اگرچه مدتی بود که متوجه شده بود کیس آفیسر داره، اما معلوم نبود چرا خبری ازش نبود. ظاهراً تا اینجای کار هم مدرک اضافی ازش نخواسته. چندتا ویزا هم اومد و چندتا از دوستان هم بالاخره یه ایمیلی از کیس آفیسرشون دریافت کردند. منم اگرچه می دونم حالاحالاها خبری نیست اما تقریباً هر دو هفته یه بار از طریق صفحه کنترل وضعیت می رم ببینم چه خبره. چشمکبه نظر من دیاک با این کار خواست تا آب پاکی رو بریزه رو دست همه تا هی پشت سرهم اینکوایری نزن بپرسن چی شد.

خوشبختانه خبرهایی از بهبود اوضاع اقتصادی به گوش می رسه و اینکه استرالیا بحران رو پشت سر گذاشته. دلار استرالیا هم که قیمتش خیلی رفته بالا و داره به دلار آمریکا می رسه.

فعلاً زندگی روال عادیش رو طی می کنه. از ٣٠ آبان باید برم کلاس زبان. واسه ورزش هم برنامه ریزی کردم. اگرچه وزنم ٨٢ کیلو شده اما می خوام ورزش هم جزو برنامه هام باشه. کم کم واسه MCSE هم باید خودم رو آماده کنم. یه دوستی پیدا کردم که MCSE 2003 داره و از طریق همین وبلاگ هم باهاش آشنا شدم. امیدوارم بتونم چیزای خوبی ازش یاد بگیرم.

دیگه خبر جدیدی ندارم. لبخنداین مطلب رو خواستم به عنوان نهمین ماه لاجم بنویسم و همین که عادت نوشتنم ترک نشه. امیدوارم تو هفته های آینده خبرای خوبی بدستتون برسه.