امروز دقیقاً ١٩ ماه از زمان لاجمون گذشت و هنوز خبر جدیدی نیست و می دونم که تا چند ماه دیگه هم نمی شه انتظار خبر جدیدی داشت. امروز بعد از مدت ها یه فرصت چند ساعته پیدا کردم و تونستم یه سری به وبلاگ های مهاجرتی بزنم. خیلی وقت بود که فرصت کافی واسه این کار پیدا نمی کردم. نمی دونم شاید به خاطر هوای امروز رشت بود که حس نوشتن هم پیدا کردم، چون دیشب و امروز یه بارون حسابی تو رشت بارید و هوا کمی خنک شد.

هفته گذشته هم یکی از همکارای سابق مقیم نیوزلند بعد از حدود یک سال اومد ایران و یه سری هم به شرکت زد. دو هفته پیش هم یکی دیگه از همکارام که چند ماهی هستش که استعفا داده اومده بود شرکت واسه تسویه حساب و خداحافظی چون ١٣ شهریور می ره کبک کانادا. خلاصه اینکه چندتا از دوستان دیگه هم رفتن یا دارن می رن و ما هنوز اول راهیم. فقط امیدوارم پرونده مون تا قبل پایان سال ١٣٨٩ یه تکونی بخوره.

این روزا شدیداً درگیر تهیه و تکمیل یه طرح پیشنهادی واسه واحد IT هستم. بیشتر از ۶ ماهی هستش که بدون داشتن حکم رسمی رسماً مسئولیت واحد IT رو دارم و در صورت پذیرش طرح پیشنهادیم از طرف مدیر عامل رسماً حکمش رو می گیرم و البته یکی دیگه از تغییرات هم اینه که واحد IT از واحد برنامه ریزی رسماً جدا می شه و می شه یه واحد مستقل زیر نظر مدیرعامل که امیدوارم بزودی این اتفاق بیفته، اگرچه در حال حاضر هم تقریباً ٩٠ درصد کارهای واحد IT شرکت ما با هماهنگی مدیر عامل انجام می شه و با اینکه مدیرعامل شرکت ما آدم بسیار سخت گیری هستش، اما تو زمینه IT اطلاعات و دانش نسبتاً بالایی داره. آخرین مورد هم اینکه پنجشنبه دو هفته پیش پاور سوئیچ یکی از سرورها و البته سرور اصلی سوخت و مجبور شدم صبح تا ظهر جمعه بیام سر کار تا بتونم یه سرور دیگه رو موقتاً واسه اینکه کارا لنگ نمونه آماده کنم.

و در آخر بازهم امیدوارم همتون موفق باشید و همیشه خبرای خوب ازتون بشنوم.