دوستم برگشت

این روزا ایتقدر سرم شلوغ بود که نشد چیزی بنویسم. بالاخره دوستم پنجشنبه قبل از ملبورن برگشت و به گفته خودش دیگه اومده بمونه و فعلاً برنامه ای واسه برگشتن به استرالیا نداره. می گه تا وقتی بقیه اعضای خانواده به این نتیجه نرسند که می خوان استرالیا زندگی کنن، برنمی گرده. بهرحال هرکسی خودش باید واسه زندگیش تصمیم بگیره و قرار نیست همه بتونن به زندگی در خارج از ایران و از دست دادن چیزایی که تو ایران داشتن عادت کنن. این قضیه هیچ تاثیری رو تصمیم من نداره و من امیدوارم بتونم ویزای استرالیا رو بدست بیارم و امیدوارم بتونم زندگی موفقی رو اونجا شروع کنم و همچنین این آرزو رو واسه همه دوستان مهاجر هم دارم.

اما نکته ای که هست اینه که تو این مدت موضوع رفتن دوستم به سوژه تبلیغاتی واسه من بود. نیشخند هرکسی از اطرافیان و دوستان می خواست منو منصرف کنه، دوستم رو مثال می زدم که با وجود همه موارد مثبتی که اینجا داشت ول کرد و رفت. به همین دلیل نمی خوام موضوع برگشتنش رو بگم. فعلاً قضیه سکرته تا بعد. عینک نکته جالب تر اینه که برگشت همون شرکتی که کار می کرد و با همون پست مدیریت IT.

 از وقتی دوستم رفت دودل بودم که می تونه اونجا موندگار بشه یا نه که ظاهراً درست فکر کرده بودم. دوست من و خانواده اش کلاً روحیه مهاجرت نداشتند و فقط به خاطر یه سری مشکلات موجود به این فکر افتادند که مهاجرت کنن و شاید همین دودلی ها و نداشتن انگیزه های کافی باعث شد برگردن و البته هدف گذاری نادرست.

بگذریم. حدوداً ۵ ماه از لاج من می گذره و امیدوارم تا آخر سال کیس آفیسرم مشخص بشه، اگرچه با توجه به اوضاع فعلی نمی شه پیش بینی کرد کی این اتفاق میفته. تو این مدت برنامه های مختلفی دارم که باید قبل رفتن حتماً انجامش بدم. یکی از مهم ترین برنامه هام کاهش وزن بود که خوشبختانه تقریباً تو مراحل آخرش هستم. دست دکتر اتکینز درد نکنه با این رژیمش که تونستم از بعد از عید تا بحال وزنم رو از ١٠٢کیلو سبز به ٨٨ برسونم. ٨ کیلو دیگه کم کنم کاملاً متناسب می شم. یکی دیگه از کارای مهم درست کردن دستخط بسیار زیبای منه. البته همه اینا برنامه های فرعی محسوب می شه. همونطور که قبلاً هم گفتم، تقویت زبان و دانش شغلی دو تا از مهم ترین هدف هایی هستش که باید قبل رفتن بهش برسم تا ریسک مهاجرت رو تو این زمینه تا حد ممکن کم کنم. تو یه سال گذشته به دلیل مسائل مختلف وقت آزاد کمی داشتم و الان کمی احساس راحتی می کنم. دوستانی که مرحله لاج رو گذروندن می دونن من چی می گم.

 تابستون هم داره میاد و احتمالاً به یه سفر می رم و ترجیحاً خارج از کشور. نمی دونم واسه مسافرت خارج از کشور تو شرایطی که کیس آفیسر هم ندارم باید موضوع رو به دیاک اطلاع بدم یا نه؟ اگه می دونین بهم بگین.

خلاصه دوستان امیدوارم تابستون بسیار خوبی داشته باشید و به همه خوش بگذره.

/ 11 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ه و همسر

سلام احوال شما؟ حوصله نوشتن وبلاگ ندارم ولی همیشه به فکرتون بودم گفتم بیام یه احوال پرسی بکنم. از این به بعد به وبلاگتون بیشتر سر می زنم. به امید رسیدن ویزا[گل]

رويا

سلام خوبي - منم قست رفتن به ژاپن دارم اونجا فاميل داريم ولي خيلي 2 دلم مي خوام همه چيرو بي خيال بشم برم . ولي تصميم گرفتم هر جور شده برم ولي تنها كمي هم ترس داره يه دختر تنها بره .

علی ( مهاجرت نامه )

سلام فکر نکنم به اطلاع نیازی باشه چون شما مهاجرت که نمی کنی، سفر تفریحی است. خوش بگذره

پرنده مهاجر (امیر)

سلام محمد جان، قبل از هر چیز تا یادم نرفته بذار در مورد سفرت بگم که نیازی نداری بهشون خبر بدی چون ظاهرا سفرت تفریحی هست و کوتاه. فقط در صورتیکه سفرت طولانی باشه و یه جورایی مهاجرت موقت به شمار بیاد باید خبر بدی. امیدوارم که هر جا می ری کلی بهت خوش بگذره [لبخند] در مورد موضوع دوستت هم که گفتی به نظر من هم مهاجرت یه امر کاملا شخصی هست و به هیچ عنوان نمیشه یه نسخه واحد واسه همه نوشت. دوست من هم اوایل فروردین بعد از حدود یک سال از ملبورن اومد ایران و طبق گپی که به هم زدیم کاملا راضی و راحت به نظر می رسید. شواهد امر هم همینو نشون می داد. ماشین خریده بود و کم کم داشت می رفت تو کار وام واسه خونه خریدن. نمی دونم. شاید حال و هوای اونجا با روحیات من و تو هم سازگار نباشه و مجبور بشیم بعد از اینکه تجربه اش کردیم برگردیم. اما فقط می دونم که حال و هوای اینجا رو اصلا دوست ندارم... مخصوصا این روزا [ناراحت] واست آرزوی موفقیت می کنم. به این جمله اعتقادی ندارم که هر چی خیره پیش می آد اما آرزو می کنم که واسه هممون همین اتفاق بیافته. به هر حال هر طوری که پیش بره یه تجربه باارزش می تونه باشه. [تایید]

محمدرضا

سلام محمد جان خیلی وقت بود نمی نوشتی. در مورد مهاجرت فعلا زوده من نظر بدم ولی در کل اولش سخت میگذره و ما داریم سختیاش رو کاملا احساس می کنیم. البته بیشتر مشکلات جنبه روانی دارد. منظورم اینه که ترس از آینده کاری و غیره بیشترین مشکل رو برای آدم ایجاد میکنه. بقیه مسائل خود به خود حل میشه. به هر حال هر کسی با توجه به روحیات خودش باید شرایط را سبک سنگین کند. منتظرت هستیم. [لبخند]

بنفشه

سلام. سفر خوش بگذره. احتیاجی به اطلاع دادن نیست. ما که در زمستونیم ولی به شما تابستون خوش بگذره. در ضمن ممنون از نظرتون

هموطن

یک سوال دارم:بعد از فرستادن مدیکال و سوپیشینه احتمالا چقدر دیگه ویزا میاد؟سفر هم خوش بگذره.

آریا

ضمن سلام و آرزوی موفقیت، سؤالی داشتم و امیدوارم که کمکم کنید؛ آیا برای مهاجرت تخصصی می شود از نتیجه آزمون آیلتس آکادمیک استفاده کرد چون من از نمایندگی آقای خاضع که پرسیدم گفتند فرقی نمی کند اما یکی از دوستانم گفت که حتماً باید جنرال باشد. با سپاس

محبوبه

منم وزنم زیاده باید رزیم بگیرم[گریه]