رویای ارزنده*

جمعه جدول معروف ویزا آپدیت شد. معمولاً وقتی قبل تعطیلات آپدیت می شه، نه روز دوشنبه، به این معنی هستش که یه تغییر جدید تو جدول ایجاد شده. همینطور هم بود. بالاخره پرونده های اولویت 5 ویزاهای خارج از استرالیا به جریان افتاد. شروعش هم طبق اعلام قبلی دیاک با ویزای 495 بودش و البته ویزاهای State or Territory Sponsored ساب کلاس 176. همونطور که قبلاً اعلام شده بود تعداد پرونده های معلق اولویت 5 مربوط به ویزاهای 495 و 496 حدوداً 500 تاست که مسلماً سریع تموم می شه. اولویت 4 این ویزاها خیلی وقت بود تموم شده بود. تو جدول اعلام شده تا 31 می 2012 این پرونده ها کیس آفیسردار می شن. رسیدگی به پرونده های Family Sponsored ویزای 176 هم به دلیل تقریباً به اتمام رسیدن ظرفیت این ویزا در سال جاری مهاجرتی، ظاهراً متوقف شده. بعد از جون احتمالاً نوبت می رسه به 175 و با توجه به اینکه من اوایل 2009 لاج کردم به محض شروع رسیدگی به این پرونده ها احتمالاً ظرف 1 تا 2 ماه اول باید کیس آفیسردار بشم. البته امیدوارم پرونده های قبل من اونقدرها زیاد نباشه.

بعد این خبر نسبتاً خوب نوبت می رسه به بقیه چیزا. جمعه حسابی وقتم به وبلاگ گردی گذشت. به خصوص نشستم وبلاگ احسان رو از اول تا آخر خوندم. چون کلاً از نوع نگارشش خوشم میاد. دو هفته هم هست دوباره می رم سر کلاس زبان. البته واسه کار تو خونه هم برنامه ریزی کردم، البته اگه نی نی بزاره. جزوه کامل SkillMax مربوط به NSW رو هم گیر آوردم و باید وقت بزارم و خوب بخونمش. همیشه اعتقاد داشتم فقط دانش نمی تونه آدم رو به هدف برسونه. باید از تکنیک و میانبر هم استفاده کرد. خیلی ها رو می بینم که به سطح زبان و لم های مربوط به رزومه نویسی و مصاحبه شغلی توجهی نشون نمی دن، اما با توجه به تجربه خیلی از دوستان مهاجر می شه گفت سطح زبان و تکنیک هایی که تو کلاس های SkillMax آموزش می دن، گاهی اوقات از دانش شغلی طرف مهم تره. این روش استفاده از لم و میانبر رو همیشه سعی می کنم استفاده کنم. قبلاً یه مدیرعامل داشتیم که بین کارکنان شرکتمون مسابقه می ذاشت، یه بار سوال این بود که اهداف اصلی شرکت چیه؟یه بار مثلاً اینکه چه کار می شه کرد بیشتر صرفه جویی کنیم؟ همیشه هم جایزه اش سکه ربع یا نیم بود و البته یه بار تمام. تو تمام مسابقاتی که برگزار کرد، یکی از برنده هاش من بودم، تازه به یکی از همکارام هم می رسوندم که اونم تو چند دوره برنده شد. علتش هم این بود که با توجه به شناختی که از مدیرعامل شرکت پیدا کرده بودم، فهمیده بودم چی باید بنویسم که برنده بشم.نیشخند البته شاید این روش رو خیلی ها دوست نداشته باشن و یا بگن غیر اخلاقیه. اما به نظرم سیاست کاریه. من آدمی هستم که تو کار کم نمی زارم. این رو هم تقریباً همه همکارام می دونن. اما اگه قرار باشه بدون سیاست به این کارم ادامه بدم، مثل اینه که کاری تو شرکت انجام نمی دم. البته داریم اونایی رو که تو شرکت کار خاصی انجام نمی دن، اما شوی خوبی اجرا می کنن و همیشه محبوب هم هستن. اما هدف من فعلاً رشد دانش شغلیم واسه استفاده تو استرالیاست و به مسایل حاشیه ای سعی می کنم فکر نکنم. اینا رو گفتم تا بگم واسه یه آدم متخصص تو رشته خودش و زبان سطح بالا، نکات مهم و ریزه کاری هایی که تو رزومه نویسی و مصاحبه شغلی وجود داره خیلی مهمه و بدون اینا شخص نمی تونه به هدف اصلیش برسه. مثل آیلتس که فقط دانش زبان نیست و اگه طرف ریزه کاری هاش رو ندونه نمی تونه نمره خوبی بگیره، حتی اگه آخر زبان باشه. البته تو کاریابی چیزایی مثل شانس، دید مثبت و کمک خدا هم به نظرم نقش خیلی مهمه رو ایفا می کنه.

بیشتر از سه سال و سه ماه از لاجم گذشته و پرونده ام هنوز معلقه. تو تمامی این سال هایی که پروژه استرالیا رفتن ما شروع شد، یعنی از اواخر سال 1384، روزی نبوده که به این هدفم فکر کنم. البته هدف مهاجرت واسه من جدید نیست و از بچگی یکی از رویاهام بوده تا زمانیکه فرصتش پیدا شد و اقدام کردم. مهاجرت تو خانواده من و مریم، چیز جدیدی نیست. مثلاً بابام سال ها قبل حدود 1350 می خواست این کارو بکنه و تا یه جاهاییش هم پیش رفته بود که نشد. اما من این کارو می خوام تمومش کنم. تو تمامی این مدتی که واسه استرالیا اقدام کردم، روزی نبوده که به اون فکر نکم و البته بعضی وقتا واقعاً این انتظار من رو اذیت کرده و می کنه. اما همیشه امید به هدفم دارم و می دونم که به اون می رسم. یه شعری رو چند روز پیش شنیدم که البته زیاد جدید نبود، اما قبل از اون روش زوم نکرده بودم. خواننده اش مسعود درویش هستش به اسم رویای ارزنده. از مضمون شعرش خیلی خوشم اومد که یه بخشیش اینه:

میان ابرها گشتم پی گمگشته خورشیدی
نکردم شک که می بینم که دیدم نور امیدی
ستونی سخت می ریزم که باز از جای برخیزم
دلم آگاه آگاه است بهاری تازه در راه است
بهاری تازه در راه است.

پیشنهاد می کنم یه بارم شده گوش کنید، شاید مثل من خوشتون اومد. خلاصه همچنان با دیدی مثبت و امید به رسیدن به هدف و رویای بزرگم همچنان دارم ادامه می دم.

 

* اسم ترانه ای که ازش خوشم اومده، چون به نظرم خیلی مثبت و امیدبخش بود.

/ 7 نظر / 68 بازدید
نادر

اقا محمد سلام من هم مثل شما منتظرم میدونم خیلی سخته شما که ماشاالله اخر صبری .من 10 ماهه لاج شدم رشته مهندسی مکانیک 175 البته وکیل دارم.امیدوارم به زودی همه منتظران انتظارشون به خوبی تموم بشه از جمله شما و همه منتظران ویزا میخواستم بپرسم جزوه skillmax را از کحا تهیه کردید؟ ممنون میشم جواب بدید

بهار

من فك كنم تاحالا نيومده بودم اينطرفا. از وبلاگت هم خوشم اومد . الان سابكلس 175 هستي؟ من واقعا خجالت كشيدم. ديگه غر غر نمي كنم. بجاش آرزو ميكنم ويزاتون خيلي زود بياد. در مورد سياست كاري هم اصلا چيز بدي نيست. اگه آدم سياست كاري نداشته باشه به نظر من هوش كاري هم نداره. هميشه تو تاريخ بيزينس من ها كه با سياست هستن از متخصص ها وضعيت بهتري داشتن.

آرش

ممنون که بهم سر زدی. می گم راستی میشه بگی داستان اولویت پنج چیه؟ چه فرقی داره؟ من اطلاعاتی در موردش ندارم.

احسان

ممنونم که به یاده ما بودی. باعث افتخاره که از جانب شما خونده بشم. امیدوارم حرفهام تاثیری در دلی داشته باشه و هر چند از کل اطلاعات مهاجرتی که تو این پست نوشتی چیز زیادی نفهمیدم اما فکر کنم دیگه میتونی شخصا پرونده قبول کنی با این همه تجربه ! از صمیم قلب آرزو میکنم به چیزی که منتظرش هستی برسی تا فقط و فقط مزد زحماتت رو بگیری وگرنه گرفتن ویزای استرالیا به نظر من باعث تغییر زیادی در زندگی ماها نشده اما همین که آدم راهی رو که شروع کرده جوری به پایان برسونه که مطلوبشه باعث خرسندی و خوشحالی زیادیه.

ارس

این ترانه واقعا زیباست منم خیلی دوسش دارم.امیدوارم کارا تند تند جلو بره سحر نزدیک است...

مانه

محمد جان این امید و صبوریی که شما دارید واقعا برای من قابل احترام و امید بخشه. مطمئنم با این دیدی که نسبت به مهاجرت داری هم این طرف و هم اونور زندگی موفقی خواهی داشت. مشتاقانه منتظر دیدن خبرهای خوب از پرونده شما هستم.

آزيتا

خيلي شعر خوبي بود و در اين لحظه كه خوندمش چقدر انرژي گرفتم.ممنون با آرزوي موفقيت براي شما